در دایره‌ای کآمدن و رفتن ماست، آن را نه بدایت نه نهایت پیداست

حجةالحق، حکیم ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری، از حکما، ریاضی‌دانان و شعرای بزرگ ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است.

خیام رباعیات خود را بر مبنای تفکر فلسفی که داشت سروده است. غرض او از شعر سرودن کسب درآمد و شهرت نبود. به همین خاطر در زمان حیاتش به عنوان شاعر شناخته نمی‌شد. او در زمان حیاتش به عنوان حکیم و فیلسوف شناخته می‌شد. اما بعدها که رباعیات لطیفش شناخته شد و شهرتی حاصل کرد، نام خیام در شمار شاعران آمد. تاریخ دقیق ولادت خیام در منابع ذکر نشده است. همچنین در مورد تاریخ دقیق وفات او اختلاف نظر وجود دارد. برخی منابع سال ۵۰۶ را برای وفات او ذکر کرده‌اند و برخی دیگر سال ۵۱۷ را. (منبع: تاریخ ادبیات ایران، تألیف دکتر ذبیح‌ا.. صفا)

از رباعیات او:

بر شاخ امید اگر بری یافتمی

هم رشتۀ خویش را سری یافتمی

تا چند ز تنگنای زندان وجود

ای کاش سوی عدم دری یافتمی

تندیس خیام – عکس از مهتا

جایگاه خیام در جهان

ادوارد فیتزجرالد، فردی است که نسخۀ خطی رباعیات خیام را دید و به ترجمۀ آن پرداخت. کاری که او انجام داد به هیچ وجه کار ساده‌ای نبود. زیرا اول اینکه خوانش متن از روی نسخ خطی کار ساده‌ای نیست. دیگر اینکه ترجمۀ اشعار خیام کاری بس دشوار و طاقت فرساست. زیرا اشعار خیام بسیار پیچیده هستند. فهم اشعار خیام حتی برای فارسی زبانان و آشنا به فرهنگ پارسی دشوار است. فیتزجرالد نه تنها توانسته است پیچیدگی رباعیات را درک کند بلکه توانسته است این مفاهیم پیچیده را به زبان خودش منتقل کند.

فیتزجرالد خیام را به جهانیان شناساند. او نام این حکیم شاعر را در کنار هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. خیام بر ادبیات غرب از مارک تواین گرفته تا تی.اس.الیوت تأثیر گذاشت. او نماد فلسفۀ شرق و شاعر محبوب روشنفکران شد.

تندیس چهار دانشمند ایرانی – عکس از وب‌گردی

دولت جمهوری اسلامی ایران در ژوئن ۲۰۰۹ مجسمه‌ای چهارتاقی با ترکیبی از سبک‌های معماری و تزئینات هخامنشی و اسلامی به دفتر سازمان ملل متحد در وین هدیه داد. چهار مجسمه از چهار فیلسوف ایرانی: خیام، ابوریحان بیرونی، زکریا رازی و ابوعلی سینا در این چهارتاقی قرار دارد. خیام در فلسفه تالی ابوعلی سینا خوانده می‌شود.

آرامگاه خیام

آرامگاه خیام
آرامگاه خیام – عکس از ماندانا فرد

گشایش آرامگاه عمر خیام در ۲ آوریل ۱۹۶۳م یعنی ۱۲ فروردین ۱۳۴۲ اتفاق افتاد. طراح بنای آرامگاه، هوشنگ سیحون است. ساخت آرامگاه در ۶ شهریور ۱۳۴۱ پایان یافت. طرح بنا برگرفته از زندگی، زمانه و اندیشه‌های عمر خیام است که بر ریاضی‌دان، اخترشناس و شاعر بودنِ خیام استوار است. سازه‌های پیرامون آرامگاه، بر پیشهٔ پدری خیام دلالت دارد. پدر خیام پیشۀ خیمه‌دوزی داشته است.

عکس از محمد زائرنیا

این بنا ۲۲ متر بلندا دارد. پیکربندی‌اش بتنی با هستهٔ فلزی است. آرامگاه خیام هم‌جوار با مسجد و آرامگاه امام‌زاده محمد محروق است. هر سه بنا در باغی در حومۀ شهر نیشابور واقع شده‌اند.

آرامگاه خیام: مروارید نیشابور

امکان ندارد گردشگران به نیشابور سفر کنند و آرامگاه خیام را از یاد ببرند. خیام در نیشابور به دنیا آمد، در نیشابور زندگی کرد و در نیشابور دار فانی را وداع گفت. البته در زمان او محلی که هم‌اکنون آرامگاه اوست شادیاخ نیشابور نام داشته که در نیم فرسخی نیشابور بوده است. در تاریخ بیهقی از شادیاخ نیشابور به طور مفصل یاد شده است.

عکس از حامد میرحسینی

آرامگاه در جنوب شرقی شهر نیشابور و در انتهای خیابان خیام واقع شده است. مجموعۀ خیام، موزه، کتابخانه و مهمانخانه دارد.

آرامگاه خیام
عکس از ماندانا فرد – آرامگاه خیام

از زمان درگذشت خیام که سال دقیق آن مشخص نیست و به طور تقریبی می‌توان از ۵۰۶ تا ۵۳۰ یا ۵۲۶ را در نظر گرفت تا سال ۱۳۳۵، بنای آرامگاه این حکیمِ فیلسوفِ شاعرِ فاضل، خرابه‌ای بیش نبود. در واقع پس از گشایش آرامگاه فردوسی حکیم بود که آرامگاه خیام مورد توجه قرار گرفت. فراخواندگان مراسم گشایش که در راه از آرامگاه مخروبۀ خیام می‌گذشتند باعث ساخت بنای آرامگاه شدند.

مهندس هوشنگ سیحون به همراهی حسین جودت مسئولیت ساخت این بنا را به عهده گرفت. در سال ۱۳۳۸ ساخت آرامگاه آغاز شد و در سال ۱۳۴۱ کار ساختمان آرامگاه به پایان رسید. مقبره و استخوان بندی اصلی آن فلزی و در پوشش بتنی مُحاط است.

بازدید از آرامگاه خیام

شعرای قدیم و اصیل ایرانی برای تمام جهانیان شناخته شده هستند. افرادی که در کشورهایی خیلی دور از ایران عزیز و سربلند ما زندگی می‌کنند اشعار بزرگان ادب پارسی را می‌خوانند، می‌شنوند و به آن دل می‌بازند. باعث غرور و افتخار است که بدانید از رادیو، تلویزیون و رسانه‌های جمعی کشورهای دیگر مثلاً ژاپن رباعیات خیام پخش می‌شود. از یک دختر جوان ژاپنی پرسیدم چرا ادبیات فارسی می‌خوانی؟ گفت از رادیو رباعیات خیام را شنیده است و عاشق ادبیات فارسی شده است.

بر ما که ایرانی هستیم واجب است که بزرگان سرزمین‌مان که افتخار ایران زمین هستند را پاس بداریم. به نیشابور، این شهر تاریخی و پر خاطره سفر کنید. از آرامگاه خیام دیدن کنید. خیام را بهتر بشناسید و شاهکار دست هوشنگ سیحون را از نزدیک با دقت ببینید. نگران اقامتگاه نباشید میزبون در نیشابور آسایش شما را فراهم خواهد کرد. شما می‌توانید با اجاره سوئیت در نیشابور در کمال آسایش نیشابور را سیاحت کنید.

 

استاد بزرگ بی‌بدیل حکیم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی طوسی

فردوسی

فردوسی حکیم در حدود سال ۳۲۹-۳۳۰ هجری قمری در قریۀ پاژ از قراء ناحیۀ طابران یا طوس در خانواده‌ای از طبقۀ دهقانان به جهان چشم گشود.

دهقانان یک طبقه از مالکان بودند که در دورۀ ساسانیان و تا قبل از حملۀ مغول در ایران زندگی می‌کردند. دهقانان حدّفاصل کشاورزان و اشراف درجه اول را تشکیل می‌دادند. دهقانان صاحب نوعی اشرافیت ارضی بودند. در دورۀ اسلامی دهقان نژاد بودن نشانۀ صحت نژاد ایرانی شمرده می‌شده است. دهقانان در حفظ نژاد، نسب، تاریخ، رعایت آداب و رسوم ملی تعصب و سخت‌گیری داشتند. هرآنچه از ایران باستان به یادگار داریم حاصل تعصب دهقانان است. در متون فارسی پیش از مغول، دهقان در مقابل ترک و تازی استعمال می‌شد (منبع: تاریخ ادبیات ایران، تألیف دکتر ذبیح‌ا.. صفا).

تندیس حکیم فردوسی
تندیس حکیم فردوسی

فردوسی حکیم، دهقان نژاد بود و در خانواده‌ای از دهقانان به دنیا آمد. فردوسی ثروت بسیاری داشت. در واقع همین دهقان نژاد بودن او خود مؤید ثروت فراوان اوست. اما فردوسی تمام ثروت و سی سال از عمرش را برای به نظم درآوردن شاهنامه و زنده کردن تاریخ ایران زمین فدا کرد.

حکیم فردوسی، در سال ۴۱۱ چشم از دنیا فروبست و در باغ ملک خودش به خاک سپرده شد.

پاژ

پاژ، زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسه‌سرای ایرانی است. روستایی واقع در تقاطع جاده کارده به کلات نادری و ۱۵ کیلومتری شمال شهر مشهد است. در میانه روستای پاژ و در ۷۰۰ متری شمال غرب آن دو تپه باستانی به چشم می‌خورد که به آثار و بقایای پاژ قدیم مربوط هستند. این دو تپۀ باستانی مؤید پیشینه تاریخی این منطقه در سده‌های نخستین پس از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است. امروزه پاژ رونقی ندارد و امید است که مورد مرمّت و بازسازی قرار بگیرد.

نقاشی روستای پاژ
نقاشی روستای پاژ – اثر منصور وفایی

بر اساس بازشناسی علمی روستای قدیمی پاژ که توسط دفتر حفظ و احیای محوطه‌های تاریخی معاونت میراث فرهنگی استان خراسان رضوی در اردیبهشت سال ۱۳۸۹ صورت گرفت قلعه‌ای بزرگ به اندازهٔ تقریبی ۴۵ در ۶۵ متر و ارتفاع ۱۲ متر در میانهٔ روستای کنونی پاژ شناسایی شد. بر مبنای مطالعات انجام شده بنیاد این قلعه در سده‌های نخستین دوره اسلامی بوده و اواخر دورهٔ قاجار نیز چندین خانه روی بقایای تاریخی آن ساخته شده‌است.

خانۀ منتسب به فردوسی در روستای پاژ
خانۀ منتسب به فردوسی در روستای پاژ

از میان ساختمان‌ها و خانه‌های این قلعه خانه‌ای که در قسمت شرقی واقع شده و از سایر خانه‌ها بلندتر است به فردوسی نسبت داده شده است. اما مگر نه اینکه فردوسی پس از مرگ در باغ خانۀ خودش به خاک سپرده شد! اگر این امر درست باشد که در کتب تاریخ ادبیات اینگونه ذکر شده است پس زادگاه فردوسی نیز باید همان آرامگاهش باشد. به هر حال این خانه که اکنون به خرابه‌ای تبدیل شده در این روستا از طرف معتمدین روستا به فردوسی منسوب شده است. گردشگران نیز بنا بر ادعای معتمدان روستا این خانه را خانۀ فردوسی می‌دانند.

روستای پاژ از توابع مشهد
روستای پاژ از توابع مشهد

روستای پاژ تاکنون از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ثبت ملی نرسیده‌است و به دلیل عدم رسیدگی، بناهای موجود در این روستا اکنون به خرابه‌ای تبدیل شده‌است. این روستا چه زادگاه فردوسی حکیم باشد چه نباشد به مرمّت و بازسازی محتاج است.

آرامگاه فردوسی

آرامگاه فردوسی در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی گشایش یافت. این بنا به‌دست هوشنگ سیحون برپایهٔ طرح پیشین کریم طاهرزاده بهزاد، با اندکی تغییر در اندازه و تزئینات، طراحی و بازسازی شد. معمار مجری ساختمان حسین لرزاده، و حسین حجارباشی زنجانی و تقی درودیان مباشر ساخت این بنا بودند.

آرامگاه فردوسی
آرامگاه فردوسی – عکس از خردسرای فردوسی

در طی هزار سالی که از چشم فرو بستن فردوسی عزیز از دنیا می‌گذرد آرامگاه او بارها و بارها ساخته و ویران شده است. در گزارش‌های به دست آمده از سوی پژوهشگران ایرانی و خارجی در دو سدۀ اخیر آمده است که این بنا ، محقّر و پوشیده از گندم‌زار بوده است. در آغاز سدۀ چهارم خورشیدی و هم‌زمان با ملی‌گرایی نوین ایران عزم ساخت آرامگاهی شایستۀ فردوسی جزم شد.

آرامگاه فردوسی
آرامگاه فردوسی

مساحت کنونی مجموعهٔ آرامگاه نزدیک به شش هکتار و دربردارندهٔ باغ آرامگاه، استخر و تندیسی از فردوسی اثر ابوالحسن صدیقی در جلوی آن، بنای یادبود، ساختمان‌های اداری، کتابخانه، موزه و آرامگاه مهدی اخوان ثالث است. معماری داخلی بنا نیز دربردارندهٔ کاشی‌کاری‌ها، نقوش سنگی برجسته از داستان‌های شاهنامه و کتیبه‌هایی سنگی از سروده‌های فردوسی و دیگران است.

آرامگاه فردوسی
آرامگاه فردوسی – عکس از خردسرای فردوسی

داستان‌های شاهنامه

کشته شدن سهراب به دست رستم
داستان رستم و سهراب

شاهنامه و داستان‌های آن سراسر پند و دعوت به خردمندی و ستایش خرد است. فردوسی حکیم خرد را معادل فرّه ایزدی می‌داند. هرگاه پادشاهی از شخصیت‌های شاهنامه از راه صلاح و نجات و رستگاری دور می‌شود می‌گوید او خرد را گم کرده است و فرّه ایزدی را از دست داده است و به همین دلیل گرفتار عذاب و مصیبت شده است. فردوسی حکیم شیعه مذهب بود و فلسفی مشرب. همین امر سبب شد که محمود غزنوی ترک‌زاده زندگی را بر این حکیم بزرگ، تاریک و تلخ کند. در وصف فردوسی بزرگ می‌گویم حکیم و نمی‌گویم شاعر چون اگر با داستان‌های شاهنامه آشنا باشید تأیید می‌کنید که فردوسی فقط شاعر نبود. او عارف هم نبود. فردوسی، خردمند و حکیم بود و در جای جای اثر سترگش خرد را راهنمای انسان برای نجات نامید.

رزم رستم و اسفنديار( قسمتي از تابلو ) محمد مدبر منصوب به اسماعيل كياني ، رنگ و روغن روي بوم ، دوره معاصر
رزم رستم و اسفنديار( قسمتي از تابلو ) محمد مدبر منصوب به اسماعيل كياني ، رنگ و روغن روي بوم ، دوره معاصر

دیدار از آرامگاه فردوسی

فردوسی حکیم در طول زندگی خود، در زنده بودن خود، در سال‌های به نظم کشیدن شاهنامه، اثر سترگش، و پس از آن برای عدم حمایت از آنچه که تمام عمر و ثروت خود را به پاش ریخته بود، تنهایی کشیده و رنج برده است. شاید در دوران ما، تنها کاری که امکان انجامش را داریم پاس داشتن او و شاهنامه و آرامگاهش باشد.

دیدار از آرامگاه فردوسی را از یاد نبرید. فردوسی حق بزرگی، به قدر ایرانیت ما، بر گردن‌مان دارد. برای دیدار از آرامگاه فردوسی نگران اقامتگاه نباشید. میزبون در مشهد نیز همراه شما هست. شما می‌توانید با اجاره سوئیت در مشهد یا رزرو سوئیت در مشهد در کمال آسایش و راحتی ساعت‌های خوشی را در آرامگاه فردوسی بگذرانید و در ضمن از مراسم خاصی که با تدبیر اساتید ادبیات در آرامگاه برگزار می‌شود نیز لذت ببرید.